تبليغاتX
یادداشت های محمد رجبی
یادداشت های محمد رجبی



من این یوسف رو نمی خوام

 

نقد سریال یوسف پیامبر(ع)

 

یعقوب گمگشته برفت از کنعان اینقدر غم مخورید    کلبه ی احزانشم،گلستان که نشد،هیچ،با رفتنش گشتش خراب

.

.یک خدا نیامرزی از چند قرن پیش تا الان سر مارو گول مالیده و شعرش رو به ما قالبونده و گفته که یه بابایی تو کلبش نشسته بود واسه ی برگشتن پسرش گریه می کرد ،آخر هم فرزندش برگشت.خونشون و کلبه احزانشون هم گلستان و شد و از اینجور حرف ها...

غافل از آنکه ما خواجه ی بس بزرگتر و سلحشورتر به نام حضرت فرج الله داریم،که صحبت های این بابای شیرازی رو کشک می دونه


سریال یوسف پیامبر(ع) پایان یافت...

احصن القصص پیامبران را فرج الله سلحشور در قالب این سریال ساخت و تاخت و پرداخت.سریالی که از مدت ها پیش از پخش آن تا به این روزها حواشی و اتفاقاتی را به همراه داشت اتفاقاتی که به زندگی روزمره ی ما نیز کشیده شد و  همه جا سخن از این سریال به گوش می رسید...


تا به امروز و اتمام سریال صحبتی راجع به ان نکردیم تا نه مخالف کسی  باشیم و نه ضد دین و نه تبلیغ علیه سریال های فاخر دینی. حال در این مقال با نیت بهتر شدن وضعیت هنر متعالی و دینی این سرزمین ، با نگاهی اجمالی به نکاتی ظریف در مورد این فیلم می پردازیم.با توضیح اینکه روند ساخت و پرداخت این فیلم از آغاز تا پایان روندی روبه رشد داشت ولی هیچ گاه ما را به عمق ماجرا نکشاند و ما را دچار کشمکش نکرد و بینشی عمیق و درکی بالا از پیامبرانی والا مقام مانند یوسف و یعقوب نبی(ع) به ما نداد...امید است عوامل ساخت فیلم هایی اینچنینی با صرافت و ظرافت و بینش عمیق روزهای تاریخی و به یادماندنی، تاریخ زندگی دیگران را زیباتر و  خاطره انگیزتر رقم بزنند...

 

 اما نکات و  ضعف های تکنیکی فیلم ، که با هم مرور می کنیم:

.انتخاب نامناسب بازیگران:

اگرچه از لحاظ تعدد بازیگرهای درجه اول،سریال پر ستاره ای نبود ولی آنقدر بازیگر داشت که مخاطب را با خودش بکشد اما نکته سر عدم انتخاب صحیح است.انتخاب اردلان شجاع کاوه به جای فرشته ی وحی و پروانه معصومی به جای همسر فرعون بزرگ، همچنین همراهان زلیخا  و  نمونه مشهود دیگر برادران یوسف (ع)، سیاهی لشگرها و سربازان و ندیمان قصر و مردم شهر و ...

 .دیالوگ های نامتقارن :

"هر آیینه پدرمان یوسف را بر ما ترجیح می دهد"

سریال پر بود از دیالوگ های اغراق آمیز تئاتری که پشت سرهم نیز تکرار می شدند تا مخاطب حسابی شیرفهم شود.زبان دیالوگ ها جایی پرطمطراق می شود و در جایی دیگر یکهو کلمات امروزی در آن وارد می شود.

 .عظمت از دست رفته :

از نکاتی که ضعف آن بسیار مشهود و غیر قابل انکار بود،دکورها و به دنبال آن تصویربرداری از آنها  بود.

معمولا دکورهای عظیم و صحنه های وسیع را برای این می سازند که از حرکات دوربین و کرین(وسیله ای که با ان صحنه های با ارتفاع بلند را می گیرند.معمولا دوربین را با جرثقیل و تجهیزات آن همراهی می کند) استفاده کنند،   اما در این سریال با وجود دکور عظیمش،حتی چند حرکت اینچنینی نداشته تا این عظمت را به خوبی نشان دهد.نمونه خوب آن را در مریم مقدس به یاد آورید که چگونه شهریار بحرانی(کارگردان فیلم) چقدر خوب از حرکت کرین برای نمایش عظمت معبد استفاده می  کرد.استفاده نکردن از کرین به بهانه اینکه بخش هایی از کار در داخل سوله ساخته شده،توجیه مناسبی نیست چون فضای باز تبس و بلدان جان می داد برای نمایش عمق و عظمت دکورها.

 .مثل کاغذ کادو :

دکورهای سریال با وجود زیبایی نسبی و خوش آب و رنگی،زیادی تر و تازه بودند،ضمن اینکه دکورها واقعا دکورند.در شهرها همه چیز مثل پوست کادوست و معلوم است پشت دیوارها خبری نیست.شهرها چهارراه ندشتند و معمولا کسی از روبه رو نمی آمد،همه هم جلوی دوربین در حال حرکت بودند و از سمت چپ به راست و بالعکس-مثل تیتراژ برنامه کودک قدیم- و هیچ کس نمی ایستاد . نحوه لباس پوشیدن در 3منطقه کنعان و مصر و حتی با فاصله زمانی 20سال یکسان بود. شیطانی هم که در صحنه می دیدیم،یک شیطان زشت بود که به درد همام تئاترهای دهه شصت می خورد.شیطان"ایوب پیامبر" با بازی و کارگردانی خود سلحشور،از این فعال تر و موثرتر بود.

.حذف زمان :

خواهر کوچک ما کلاس پنجم ابتداییه ، برگشت به ما گفت : فیلم که تموم شد ولی داداش ما تو این همه مدت نه بهاری دیدیم نه تابستونی نه پاییزی و نه زمستونی...خواهرم کلاس پنجم ابتداییه

 .پیامبری که نمی شناسیم اش :

تعریف نامناسب شخصیت ها و روابطشان،ضربه ی دیگری بود که به کیفیت فیلم وارد کرد،به خصوص به 2پیامبر سریال-یعقوب و یوسف- که تقدسشان را خدشه دار می کند.رابطه پرخاشگر یعقوب با پسرانش،نمونه این عدم تعریف است.حتی رابطه ی این دو با خدا هم معقول نبود.در تمام فیلم خبری از رسالت و وظیفه ی پیامبری نبود.به جز چند سکانس کوتاه که پیامبران الهی را در بین بچه ها می دیدیم و شنیدن داستانی شاید شنگول و منگول وار و تک سکانس زندان دیگر خبری از ارشاد و رسالت پیامبری نبود.شاید شخصیت پردازی برایشان اینطور تعریف شده بود که جناب پاک نیت شما از اول سریال تا به پایان فقط آه و ناله کنید،جناب زمانی شما هم فقط از ماجرا فرار کنید...

 .یک تله تئاتر بود :

در نگاه کلی،فضای سریال به یک تله تئاتر مذهبی شباهت داشت تا به یک پروژه عظیم تلویزیونی.ما اصلا فضایی از محیط اطراف ندشتیم،مثلا در ابتدای سریال از یعقوب چه دانستیم؛ او یک خانه گلی داشت با چند تا بچه سرتق که مدام به شان ناله می کرد و یک مشت گوسفند.او چطور پیغمبری می کند؟روابط بین مردم در شهر او چطور است؟ براستی یوسف چطور پیغمبری بود....

. حرف پایانی :

.با توجه به آنکه باورهای دینی،ایدئولوژیک و مذهبی ما مختص خودمان است و هیچ کشوری کارهای تاریخی دینی را با نگاه مذهبی و شیعی نمی سازد،برای همین انحصارا ما با ساخت این گونه فیلم ها نوع نگاه انقلابی ، دینی ، شیعی خودمان را منتقل می کنیم و باید این مسئله را الگو جلوه داده و با نگاهی پر معنا و پرداختی عمیق درس اخلاقمان را تمرین کنیم .

براستی چرا این داستان در میان تمامی روایتهای قرآن کریم از آن به عنوان احسن القصص نامبرده می شود.چه خوب می شد کلیت فیلم یک دید جامع و کلی به تمامی جوانان ما می داد.در روزگاری که جوانان از صبح تا شب و از شب تا صبح با زلیخاهایی (زلیخای ابتدای سریال نه حضرت زلیخای بنی ، آخر فیلم) در رنگ و لعاب های مختلف و در قالبهای مختلف –در فیلم ، اینترنت ، ماهواره و ...-روبه رو می شوند و موقعیت هایی مشابه یوسف را تجربه می کنند، چه کار کارستانی می توانستند بکنند.آنها متوجه نشدند که می توانستند که یگ الگوی اخلاقی تاثیرگذار و یک قهرمان قرآنی را با این سریال به جامعه معرفی کنند و یوسف را به یک الگوی اخلاقی یک نسل تبدیل کنند..

آقای سلحشور و دوستان مشاورشان اشتباه تاریخی کردند؛ آنها با همان نگاهی به سراغ ساخت سریال یوسف رفتند که با قصه اصحاب کهف و ایوب(ع) برخورد کرده بودند، اینکه یک روایت تصویری خوش رنگ و لعاب-البته با تکیه بر مستندات قرآنی-به مخاطب عرضه شود.این نگاه شاید برای سرگذشت اصحاب کهف و ایوب که مردم با جزئیات زندگی شان آشنایی کافی ندارند جواب بدهد ولی برای روایت قصه یوسف  به هیچ وجه انتخاب خوبی نبود. سوال این است ، زمانی که بیشتر مردم از ریز ماجرای یوسف خبر دارند، تولید یک قصه مصور با این همه هزینه بدون هیچ نگاه عمیق و به روزی و بدون درک روح اصلی قرانی این داستان ، به چه دردی جز پخش این سریال برای بچه ها می خورد؟ سازندگان این سریال ،انگار به درستی متوجه نشده بودند که چرا خدا از قصه حضرت یوسف به عنوان احسن القصص یاد می کند.آنها به جای تمرکز بروی این قصه و پرداخت عمیق مضامین روایی و قرآنی، حواسشان پی ده ها منبعی که به قول آقای سلحشور برای نوشتن فیلمنامه این سریال استفاده شده، رفته و وقتشان را صرف جزییاتی بی اهمیت کرده اند و از اصل ماجرا غافل شدند.برای پی بردن به اصل ماجرا،نیازی به خواندن ان همه کتاب تاریخی تیتراز نبود، فقط کافی بود چند بار آیات سوره یوسف را می خواندندتا مثلا متوجه می شدند.مثلا در ابتدای سریال و  رویارویی زلیخا با یوسف در آن اتاق دربسته و دادن پاسخ منفی به او، این قدر ساده نبوده که مجبور شوند ماجرای دارای خدشه ای مثل حرف زدن نوزاد به عنوان شاهد را برای جذاب تر کردن ماجرا در داخل این سکانس بگنجانند. براستی اگر روح رویارویی عظیم یوسف با نفسش را درک کرده بودند،این جدال را اینقدر ساده برگزار نمی کردند.اگر روح یوسف را درک کرده بودند،اینقدر ساده این فرصت طلایی را که مطمئنا فقط یک بار پیش آمده و تا مدت ها دیگر ، نه صداسیما و نه هیچ کس دیگری به سراغ ساخت فیلم و سریال بر اساس این قصه نمی رود،،،نمی سوزاندند....

 

شنبه 12 اردیبهشت1388  توسط طه  |

 

 

 

 

15 تیرماه
ا ر ش د
17 اردیبهشت و 17 خرداد
دزدیم
اصلا به من چه...
" آذر نامه"
سقوط هواپیمای ارتش ایران موسوم به آواکس Ilyushin Il-76MD Adnan 1
" شهریورنامه "
سواحل ايران

 

تیر 1389
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
اسفند 1388
دی 1388
آذر 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387

 

 

نامه هایی به فاطمه
_________________
شخصیت ها
.
مقام معظم رهبری
مسعود ده نمکی
میرحسین موسوی
محمود احمدی نژاد
سید محمد خاتمی
محمد باقر قالیباف
محمد رضا عارف
محسن رضایی
علی لاریجانی
مهدی کروبی
عماد افروغ
حسن عباسی
محمد علی نجفی
عباس سلیمی نمین
سید حسین مرعشی
اکبر هاشمی رفسنجانی
عطاالله مهاجرانی
علی لاریجانی
عشرت شایق
فاطمه رجبی
---------
__________________
پایگاه ها
------
عدالتخانه
شهید آوینی
___________________
پایگاه های خبری
----------
ایسنا
ایرنا
فارس
تابناک
لوح
پایاب
سرخط
آفتاب
گویا
ع.ایران
جهان
الف
---
--
___________________
علمی
-----
---
__________________
سینمایی
--
فجر
فارابی
عکاسی
سینماتیک
فیلم کوتاه
سینماگران
سینما فردا
سینمای ما
سوره سینما
حوزه هنری تهران
حوزه هنری اصفهان
حوزه هنری لرستان
حوزه هنری همدان
___________________
خوشوبلاگ
-
راه
خاگینه
چای نبات
خاکریزیسم
خبرنگار مسلمان
دو کلمه حرف حساب
مسلمان ایرانی
زمین بی درخت
پلخمون
چغک
هبوط
ربذه
واژگون
تاملات
سگ کشی
پیامبر جهنمی
طلبه ضد
کوی تو
کنارجان
صله
---
--
_______________
.
سید مهدی شجایی
سید مهدی موسوی
محمدکاظم کاظمی
قیصر امین پور
علیرضا قزوه
یغما گلرویی
عبدالجبارکاکایی
غلامرضا طریقی
امید مهدی نژاد
علی محمد مودب
جلیل صفربیگی
عرفان نظرآهاری
آرش شفاعی
محمدرضا ترکی
گروس عبدالمالکیان
یوسفعلی میرشکاک
سید ضیا شفیعی
احسان مهدیان
سعید بیابانکی
ناصر فیض
فاطمه اختصاری
صدیقه حسینی
میلاد عرفان پور
محمد مهدی سیار
علی وزیریان
حمید عجمی
مسعود شجاعی
تقی دژاکام
کامران نجف زاده
محمد حسین بدری
فرشاد مهدی پور
وحید یامین پور
برزو بیطرف
--------
-----

 

پروفایل
رضا امیرخانی
مصطفی صالحی
سید عارف علوی
محمدمهدی خالقی
غلامرضا نعمت پور
احسان خلیلی
میثم رشیدی
علی کمیلی

 

RSS 2.0
. . .