|
سلام فاطمه جان
و چه زود گذشت فاطمه
و دوباره و سه باره و صد باره ...برايت نامه مي نويسم مثل هميشه
فاطمه جان نديدنت كفاره ي كدامين گناه من است
اي خودم در آيينه...
به خودش ، به كسي كه تو را به من كه نه ، به زمين داد
گلويم خشك مي شود نمي دانم نشانه ي چيست..
لبم به لرزه مي شود نمي دانم نشانه ي چيست..
صورتم خيس مي شود نمي دانم نشانه ي چيست..
سرم به سجده مي شود.......مي دانم..... نشانه ي توست...
به لبخندت مهمانم كن فاطمه جان...
(آذرنامه)برگي از دفتر نامه هايي به فاطمه |