|
سلام فاطمه جان
اميدوارم كه حالت خوب باشد
هر وقت براي آدرسي كه از تو ندارم نامه مي نويسم ، چقدر سردم مي شود
مي روي هيزم بخاري را زياد كني تا دور از هياهوي شهر چاي بنوشيم و من چقدر مي ترسم
كه از خواب بپرم و هاي وهوي شهر تو را از من بگيرد
فاطمه جان چقدر اين شهر كوچك است...نفس كشيدن در آن برايم سخت شده است
فاطمه جان كمكم كن ....
(آبان نامه) "برگي از دفتر نامه هايي به فاطمه"
|