تبليغاتX
یادداشت های محمد رجبی
یادداشت های محمد رجبی
آرشیو مطالب
آمار و امكانات
تعداد بازدیدها :
افراد آنلاین :
. . . free counters
پیوندهای روزانه
لینك دوستان
نامه هایی به فاطمه
_________________
شخصیت ها
.
مقام معظم رهبری
مسعود ده نمکی
میرحسین موسوی
محمود احمدی نژاد
سید محمد خاتمی
محمد باقر قالیباف
محمد رضا عارف
محسن رضایی
علی لاریجانی
مهدی کروبی
عماد افروغ
حسن عباسی
محمد علی نجفی
عباس سلیمی نمین
سید حسین مرعشی
اکبر هاشمی رفسنجانی
عطاالله مهاجرانی
علی لاریجانی
عشرت شایق
فاطمه رجبی
---------
__________________
پایگاه ها
------
عدالتخانه
شهید آوینی
___________________
پایگاه های خبری
----------
ایسنا
ایرنا
فارس
تابناک
لوح
پایاب
سرخط
آفتاب
گویا
ع.ایران
جهان
الف
---
--
___________________
علمی
-----
---
__________________
سینمایی
--
فجر
فارابی
عکاسی
سینماتیک
فیلم کوتاه
سینماگران
سینما فردا
سینمای ما
سوره سینما
حوزه هنری تهران
حوزه هنری اصفهان
حوزه هنری لرستان
حوزه هنری همدان
___________________
خوشوبلاگ
-
راه
خاگینه
چای نبات
خاکریزیسم
خبرنگار مسلمان
دو کلمه حرف حساب
مسلمان ایرانی
زمین بی درخت
پلخمون
چغک
هبوط
ربذه
واژگون
تاملات
سگ کشی
پیامبر جهنمی
طلبه ضد
کوی تو
کنارجان
صله
---
--
_______________
.
سید مهدی شجایی
سید مهدی موسوی
محمدکاظم کاظمی
قیصر امین پور
علیرضا قزوه
یغما گلرویی
عبدالجبارکاکایی
غلامرضا طریقی
امید مهدی نژاد
علی محمد مودب
جلیل صفربیگی
عرفان نظرآهاری
آرش شفاعی
محمدرضا ترکی
گروس عبدالمالکیان
یوسفعلی میرشکاک
سید ضیا شفیعی
احسان مهدیان
سعید بیابانکی
ناصر فیض
فاطمه اختصاری
صدیقه حسینی
میلاد عرفان پور
محمد مهدی سیار
علی وزیریان
حمید عجمی
مسعود شجاعی
تقی دژاکام
کامران نجف زاده
محمد حسین بدری
فرشاد مهدی پور
وحید یامین پور
برزو بیطرف
--------
-----
[ قالب رایگان ]
آخرین مطالب ارسالی

دزدیم - [ ]
ارسال شده توسط طه در ساعت 4:54 PM

 

 

در روزگارانی که لب های شیرین بهترین دوست هایم را از من گرفتند.به روزهایی که دوست و همرزم شیمیایی پدرم در تنهایی خویش لحظاتی پیش مرد(به قول بعضی ها شهید شد ) و من پدرم را دوباره بیشتر از قبل دوست خواهم داشت.به ساعاتی که برای دیگران عید است و ما نوایمان را در تنهایی های خود با گونه هایی نمناک مینوازیم می نویسم که همه ی ما دزدیم...

 


 

البته به شما خواننده محترم برنخورد منظورم شما انسان عزیز،نیستی...کلا دزدیم.

 خیلی ساده و بی مقدمه


" همه ما دزدیم "

استاد از دانشش برای شاگرد

شاگرد از عمرش برای یادگیری

رفتگر از جارویش برای زیبایی

کارگر از وقتش برای کار

بنا از اجرش برای دیوار

نانوا از آردش برای نان

نجار از چوبش برای میز

بقال از ماستش برای دوغ

و کفاش از دوختش برای کفش می دزدد...

 

ورزشکار غیرتش را از ورزش

معمار نقشه اش را از سازه

پزشک انصافش را از بیمار

قاضی عدلش را از رای

کارمند تعهدش را از کار

مدیر شرافتش را از اداره

دولت خدمتش را از ملت

ملت حمایتش را از دولت

و آخوند کلامش را از منبر می دزدد...

 

شاعر فهمش را از شعر

نوازنده کوکش را از ساز

نقاش رنگش را از بوم

بازیگر توانش را از نقش

نویسنده درکش را از خط

و کارگردان ذوقش را از نگاتیو می دزدد...

 

رقاص کمرش را از قر !

دیوانه عقلش را از فهم

مرده جانش را از رفتن

روسپی من را از خود

لب شیرینی اش را لب

گیسو  بلندایش را از باد

سینه گرمایش را از دست

صورت قرمزی اش را از بوسه

و تن طنازی اش را از نوازش می دزدد...

 

.و باز...

خواهرحیائش را از برادر

برادرغیرتش را ازخواهر

مادر محبتش را از پسر

پدر عاطفه اش را از دختر

سرپرست تعهدش را از فرزند

فرزند وظیفه اش را از سرپرست

زن هستی اش را از مرد

مرد وجودش را از زن

پدر میلش را از مادر

مادر لذتش را از پدر

و عاشق هم عشقش را از معشوق دیوانه اش می دزدد...

اصلا آدم نبی هم دزدید...شرافت،زندگی و آرامش را...

چشید و دزدید ما را به این دنیا..

و حال همه ی دزدان دو زانو با لبخند،

در کنار هم به انتظار مصلحی پاک نشسته ایم

      وای بر من     

   وای بر ما...