تبليغاتX
یادداشت های محمد رجبی
یادداشت های محمد رجبی
آرشیو مطالب
آمار و امكانات
تعداد بازدیدها :
افراد آنلاین :
. . .
پیوندهای روزانه
لینك دوستان
نامه هایی به فاطمه
_________________
شخصیت ها
.
مقام معظم رهبری
مسعود ده نمکی
میرحسین موسوی
محمود احمدی نژاد
سید محمد خاتمی
محمد باقر قالیباف
محمد رضا عارف
محسن رضایی
علی لاریجانی
مهدی کروبی
عماد افروغ
حسن عباسی
محمد علی نجفی
عباس سلیمی نمین
سید حسین مرعشی
اکبر هاشمی رفسنجانی
عطاالله مهاجرانی
علی لاریجانی
عشرت شایق
فاطمه رجبی
---------
__________________
پایگاه ها
------
عدالتخانه
شهید آوینی
___________________
پایگاه های خبری
----------
ایسنا
ایرنا
فارس
تابناک
لوح
پایاب
سرخط
آفتاب
گویا
ع.ایران
جهان
الف
---
--
___________________
علمی
-----
---
__________________
سینمایی
--
فجر
فارابی
عکاسی
سینماتیک
فیلم کوتاه
سینماگران
سینما فردا
سینمای ما
سوره سینما
حوزه هنری تهران
حوزه هنری اصفهان
حوزه هنری لرستان
حوزه هنری همدان
___________________
خوشوبلاگ
-
راه
خاگینه
چای نبات
خاکریزیسم
خبرنگار مسلمان
دو کلمه حرف حساب
مسلمان ایرانی
زمین بی درخت
پلخمون
چغک
هبوط
ربذه
واژگون
تاملات
سگ کشی
پیامبر جهنمی
طلبه ضد
کوی تو
کنارجان
صله
---
--
_______________
.
سید مهدی شجایی
سید مهدی موسوی
محمدکاظم کاظمی
قیصر امین پور
علیرضا قزوه
یغما گلرویی
عبدالجبارکاکایی
غلامرضا طریقی
امید مهدی نژاد
علی محمد مودب
جلیل صفربیگی
عرفان نظرآهاری
آرش شفاعی
محمدرضا ترکی
گروس عبدالمالکیان
یوسفعلی میرشکاک
سید ضیا شفیعی
احسان مهدیان
سعید بیابانکی
ناصر فیض
فاطمه اختصاری
صدیقه حسینی
میلاد عرفان پور
محمد مهدی سیار
علی وزیریان
حمید عجمی
مسعود شجاعی
تقی دژاکام
کامران نجف زاده
محمد حسین بدری
فرشاد مهدی پور
وحید یامین پور
برزو بیطرف
--------
-----
[ قالب رایگان ]
آخرین مطالب ارسالی

" شهریورنامه " - [ ]
ارسال شده توسط طه در ساعت 6:23 PM

 

 

ای لبانت بهانه ی افطار



بزرگ بانوی مهر و دلبری فاطمه جان
 
عزیز دل تنهای طه ، سلام پر مهر بنده ی عاصی از ندیدنت را پذیرا باش

گرمای روزگاران حال،خنکایت ای صاحب گرما و سرمای من

مهربانا فاطمه جان

سحر را به فطار می نشینم و ذکروتسبیح تورا می گویم،ای صاحب ذکر.می نشینم باتسبیح کوچکم نامت را نجوا میکنم .نجوا می کنم تویی را که ذکر خویش را به من الهام کردی و زیبایی ات را به من نصیب کردی،مرا از مریدانت شایسته گرداندی و برای مناجاتم انتخاب کردی.برای پرستش و عبادتت مرا لایق کردی و در ارادت خویش شیدایم کردی و برای مشاهده ی جمالت برگزیدی و رویم را برای خودت خالی کردی
.می نشینم تا چشم برچشم لب برلب صورت به صورت و سینه به سینه دم ازبسته بودن وا کنم و لک صمت صیامی ام را با طعم شیرین لبهای تو زمزمه کنم.

بانوی من،این روزها بهانه ی سحرخیزی ام افطار لبهای توست،

ندای ربنای افطاراین روزها یکی مثل مرا میخواهد یکی مثل تورا.توراای هستی ات روح افطار

دم افطار یک خرما تو ، همان خرما من

یک خرما و دو دست لب و صدای لطیف آوای دوست

باز من و خرما و موج لبهای خشک تو که آبستن خیسی ملیحی هستند

چشمانم را میبندم و حرص من برای بازی کردن با خرما میان لبهای تو بالا میگیرد.خود را به تو نزدیک می کنم،نفسهای گرمت صورتم رانوازش می دهد،گرمای تنت را یشاپیش احساس می کنم و خودراگستاخانه آماده ی افطار تنت میکنم،ای هستی ات روح افطارم

و باز من و تو و صورت زیبای تو ای روح سفره ی افطار فاطمه جان

زیتون چشمان تو و شیرینی خرمای لبهای تو گونه های پخته ی نان به دور سفره ی سینه ی تو و لیوان شیری از قطره ها روی گونه های تو و قرص نان ماه روی تو و لحظه شماری من برای آغوش گرم افطار

یک لحظه سکوت و من غرق در شهوت پر ثواب افطار...

وتکبیرمی گویدوچشمانم را باز می کنم وبا گریه افطار می کنم وباز تو را کنارم نمی بینم...

ای لبانت بهانه ی افطار ...کجایی ...فاطمه جان دلتنگ توام...

 

 

( شهریورنامه ـ برگی از دفتر نامه هایی به فاطمه )