|
ای تو تمام من من
بزرگ بانوی مهر
همدم هميشگی
فاطمه جان سلام
دل هميشه شادت مسرورتر از هميشه باد ای بالا بلند
براستی چه آسان سخت است برايت سرودن،در مقامت نوشتن و در توصيف کردنت ای زیبا سرشت.
با امید به لبخند همیشه نافزت بر صورت و سیرتت ای زیبا مقام فاطمه جان
فرشته بانو اسفندم بوی بهارت می دهد
و چه زیباست این ماه که گل های باغ زندگی من در آن شکوفهمی دهند..
نمی دانم چرا شاید احساس می کنند ماه آمدن توست ماه نزول رحمت تو...
فاطمه جان نوشته های ماه به ماه من طاقت فاصله را ندارند
این قلم و چشم و کاغذ بهانه ی جوهر و اشک و تپش را از من می گیرند و بیتابم می کنند
عزیز من فرشته بانو دوری میدان طلب است و گستاخ،
هر قدر به آن میدان بدهی دور بر می دارد و هر قدر کوتاه بیایی قامت می کشد
پس نگذار لحظه ای به خود بمانم.
تنهایم نگذار...
فاطمه جان این روزها مردم چرا به زور می خندند.چرا هیاهو می کنند
مگر قرار است اتفاقی بیافتد
مگر کسی قرار است بیاید
کسی می اید یا می رود
مگر این مردم رفتگان را هم می بینند
فاطمه جان پدرم جلوی چشمانم اب می شود و کسی آب دستش نمی دهد
فرشته بانو ولی هنوز پدرم برای کوچک و بزرگ این شهر بابا آب داد می نوازد
به خدا بغض می کنم فاطمه،پدرم عذاب کدامین گناه را می کشد...
آه فهمیدم...
گناه فرمانبری پدرش
پدر تمامی برادرانش
حکم خدا
فاطمه جان خس خس سینه های پدرم چه گوش خراش است!
(آقا میشه با خودتون ماسک همراه بیارید...میشه اونورتر بشینید...حالم داره ب..)
فرشته بانو پدرم دارد جلوی چشمانم آب می شود
پدر و عموهای من به خدا نا اهل نبودند اهل همین زمین بودند ...نه ...نبودند...
فاطمه جان دایی من برای کی و چی سینه اش خاکی شد...
به خاک افتاد تا من بشینم و بنویسم که فقط افتاد...نه برای کی...نه برای چی...اصلا به من چه
.بزرگ بانو خدا دلبرانش را مجنون آفرید و تک تک به دنبال لیلاهایشان فرستاد.
فاطمه جان می بینی
لیلای پدر چه زیبا و گران بهاست...
درد...زخم...موج...کف دست خارش...سینه به سوزش...گوش به ارتعاش
.به به چه زیباست فاطمه
فرشته بانو پدرم دارد جلوی چشمانم آب می شود
.لیلای من فاطمه،نه این دنیا را می خواهم و نه این آدمهای سالمش! را
این عید هم مبارک عید داران همیشه خندان
بزرگ بانو مرا ببخش...
بغض است و گریه و دلی به نام فاطمه
و مگر به غیر تو سفره ی دو نفره ای برای باز کردن دارم،همراه من فاطمه جان
ای همه ی هر چه هست
ای آرامش دل من
ای مراقب
ای نایاب
بهارت زیباتر از همیشه
ای تو تمام من من
(اسفند و بهارنامه)برگی از دفتر نامه هایی به فاطمه
|